تولید ملی
تولید ملی حمایت از کار و سرمایه ایرانی 
مدیر ویلاگ
نويسندگان
مدیریت منابع انسانی از دیدگاه امام علی علیه السلام

فرهنگ اسلام سرشار از بهترین شیوه ها و روشهای پیشرفته مدیریت است. قدرت و تاثیر این مدیریت عالی بوده که در عصر پیامبر اکرم (ص) و دوران ائمه اطهار (ع) از جامعه ای فقیر و ناتوان که گرفتار جنگهای قومی و قبیله ای بر سر مسائل و مفاخر بی ارزش بودند، جامعه ای نوین و متعالی ساخت، به طوری که در مدت کوتاهی توانست بر بزرگترین امپراتوری های زمان خود پیروز گردیده، خود حکومت و تمدن عظیمی را پی ریزی نماید.

بهترین روش ها و دستورات اداره و هدایت انسان ها، در گفتار و کردار پیامبر اکرم (ص) و ائمه اطهار (ع) گرد آمده است و هرکس بنا به بضاعت خویش از این خرمن گوهربار، خوشه ای چیده است. کتابهایی چون سیاست نامه خواجه نظام الملک، نصیحت الملوک غزالی، قابوسنامه امیر عنصرالمعالی، چهار مقاله نظامی عروضی، شاهنامه فردوسی، گلستان و بوستان سعدی و... هریک متاثر از ارشادات معصومین (ع) به روش های هدایت انسان ها و آیین اداره ملک و مملکت اشاراتی

نموده اند. عنصر المعالی در قابوسنامه می نویسد:

«شغل را به سزاوار شغل ده، و کسی که نه مستحق شغل باشد وی را مفرمای، چنانکه کسی شرابداری را شاید، فراشی مفرمای و آنکه خزینه داری را شاید، حاجبی مده و..» . (1)

و سعدی علیه الرحمه می فرماید:

ندهد هوشمند روشن رای

به فرومایه کارهای خطیر

بوریاباف اگرچه بافنده است

نبرندش به کارگاه حریر

و مولوی نیز در این زمینه می فرماید:

هرکسی را بهر کاری ساختنتد

میل آن را در دلش انداختند

دست و پا بی میل جنبان کی شود؟

خار و خس بی آب و بادی کی رود؟

گویا این بزرگان کارشناسان امور مدیریتی بوده اند که وظیفه اصلی آنها نگارش شرح شغل و طراحی و برنامه ریزی نیروی انسانی بوده است.اما این نمی تواند باشد جز نتیجه تلمذشان از محضر شریف معصومین (ع)

ما نیز برآنیم تا در باب «مدیریت منابع انسانی » از گلستان کلام امیر المؤمنین (ع) گلی برچینیم تا رایحه دل انگیز آن راهگشای مشتاقان تعالی انسان ها وجامعه اسلامیمان باشد. در ابتدای امر کام جان را به کلام بزرگ رهبر و مدیر تاریخ، امام علی (ع)، معطر می سازیم که فرمودند:

«التلطف فی الحیلة اجدی من الوسیلة » (2) (ظرافت و دقت در برنامه ریزی بهتر از امکانات و وسیله است.)

در صفحات آتی کوشیده ایم از میان صدها حدیث و روایت جمع آوری شده، معدود بیانات گلچین شده ای که بیشتر به بحث ما مربوط می شود، تقدیم نماییم.

ادامه در ادامه مطلب


ادامه مطلب

[ سه شنبه 22 فروردین 1391  ] [ 5:16 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0
نکات اخلاقی در امر تجارت

1 . پایبندی به اصل مشتری مداری

 

2 . صداقت در معرفی کالا

 

3 . حمل کالا طبق برنامه زمانی

 

4 . محرمانه نگهداشتن اطلاعات مشتریان

 

5 . عدم استفاده از اطلاعات مشتریان برای هدفهای تجاری

 

6 . ارتباط مودبانه با طرفهای تجاری

 

7 . پاسخگویی به درخواستها در زمان مشخص




[ سه شنبه 22 فروردین 1391  ] [ 5:15 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

چگونه خود را براي يك زندگي بهتر آماده كنيد

چگونه خود را براي يك زندگي بهتر آماده كنيد

داشتن يك زندگي خوب يك هدف بزرگ است.اما بايد خود را براي حقايق حاضر كنيد. بسياري از مردم مي خواهند زندگي خود را ارتقاء دهند ولي آنها نمي دانند كه اين دگرگوني يك سفر ساده نخواهد بود.
آيا تاكنون توجه كرده ايد كه درست زمانيكه كارهايي براي بهبود اوضاع زندگي خود انجام مي دهيد انواع تضادها و مشكلات خودنمايي مي كنند؟ اما نگران نباشيد، شما كار اشتباهي نكرده ايد. دليل اين امر اين است كه شما تغييراتي در زندگي خود خلق مي كنيد.
يادم هست كه بزرگي مي گفت هر تغييري براي بهتر شدن همراه با اشكالات و ناراحتي است. و به اين دليل است كه بيشتر افراد از بهبود وضعيت خود پشيمان مي شوند. آنها مشكلات و ناآرامي هاي مربوط به تغيير را دوست ندارند. بنابراين از خير آن مي گذرند و ترجيح مي دهند به همان روشي كه راحتترند زندگي كنند، تا اينكه با نا ملايمات روبرو شوند.
كمي فكر كنيد اگر ارتقاء سطح زندگي فقط به سادگي خواستن آن بود آنگاه هركسي يك زندگي فوق العاده مي داشت. بيشتر افراد مايل به ايجاد تغييرات و تنظيمات لازم در زندگي خود نيستند. آنها فكر مي كنند با همين روش بدون هيچ تغييري مي توانند زندگي بهتري بسازند. ولي در عمل حقيقت غير از اين است.
شما بدنيا آمده ايد تا زندگي اي بهتر از آنچه اكنون داريد داشته باشيد، حتي اگر احساس مي كنيد از شرايط فعلي راضي هستيد. بايد بخواهيد كه تغيير كنيد و رشد كنيد به طوريكه بتوانيد بهتر زندگي كردن را بياموزيد و از زندگي خود با تمام قابليتهاي آن استفاده كنيد. آن موقع است كه از توانايي خود لذت مي بريد.انعطاف پذير باشيد.
به خاطر داشته باشید که دگرگوني  زمان مي برد بخصوص زمانيكه مي خواهيد عادتهايي را كه مدت طولاني داشته ايد تغيير دهيد. اين حرفها براي دلسرد كردن شما نيست، بلكه براي يادآوري چيزهايي است كه خود بهتر مي دانيد. ما انسان ها تمايل به فراموش كردن اين رفتارهاي ساده داريم و منتظر يك راه بدون مانع و يك نتيجه فوري هستيم. ولي اين انتظارات غير واقعي به نااميدي منجر مي شود. زمانيكه شكستها اتفاق مي افتند گويي بايد اتفاق مي افتادند، تا  بفهميم كه عامل خطا و شكست نيستيم بلكه به سادگي قسمتي از يك فرآيند هستيم





[ دوشنبه 21 فروردین 1391  ] [ 4:57 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 2

مدیریت منابع انسانی در آموزه های اسلامی

 مدیریت منابع انسانی در آموزه های دین اسلام

مقدمه:
فرهنگ اسلام سرشار از بهترین شیوه ها و روشهای پیشرفته مدیریت است. قدرت و تاثیر این مدیریت عالی بوده که در عصر پیامبر اکرم (ص) و دوران ائمه اطهار (ع) از جامعه ای فقیر و ناتوان که گرفتار جنگهای قومی و قبیله ای بر سر مسائل و مفاخر بی ارزش بودند، جامعه ای نوین و متعالی ساخت، به طوری که در مدت کوتاهی توانست بر بزرگترین امپراتوری های زمان خود پیروز گردیده، خود حکومت و تمدن عظیمی را پی ریزی نماید.
بهترین روش ها و دستورات اداره و هدایت انسان ها، در گفتار و کردار پیامبر اکرم (ص) و ائمه اطهار (ع) گرد آمده است و هرکس بنا به بضاعت خویش از این خرمن گوهربار، خوشه ای چیده است. کتابهایی چون سیاست نامه خواجه نظام الملک، نصیحت الملوک غزالی، قابوسنامه امیر عنصرالمعالی، چهار مقاله نظامی عروضی، شاهنامه فردوسی، گلستان و بوستان سعدی و... هریک متاثر از ارشادات معصومین (ع) به روش های هدایت انسان ها و آیین اداره ملک و مملکت اشاراتی نموده اند.
عنصر المعالی در قابوسنامه می نویسد:
«شغل را به سزاوار شغل ده، و کسی که نه مستحق شغل باشد وی را مفرمای، چنانکه کسی شرابداری را شاید، فراشی مفرمای و آنکه خزینه داری را شاید، حاجبی مده و..» . (1)
و سعدی علیه الرحمه می فرماید:
ندهد هوشمند روشن رای
به فرومایه کارهای خطیر
بوریاباف اگرچه بافنده است
نبرندش به کارگاه حریر
و مولوی نیز در این زمینه می فرماید:
هرکسی را بهر کاری ساختنتد
میل آن را در دلش انداختند
دست و پا بی میل جنبان کی شود؟
خار و خس بی آب و بادی کی رود؟
گویا این بزرگان کارشناسان امور مدیریتی بوده اند که وظیفه اصلی آنها نگارش شرح شغل و طراحی و برنامه ریزی نیروی انسانی بوده است.اما این نمی تواند باشد جز نتیجه تلمذشان از محضر شریف معصومین (ع)
ما نیز برآنیم تا در باب «مدیریت منابع انسانی » از گلستان کلام امیر المؤمنین (ع) گلی برچینیم تا رایحه دل انگیز آن راهگشای مشتاقان تعالی انسان ها وجامعه اسلامیمان باشد. در ابتدای امر کام جان را به کلام بزرگ رهبر و مدیر تاریخ، امام علی (ع)، معطر می سازیم که فرمودند:
«التلطف فی الحیلة اجدی من الوسیلة » (2) (ظرافت و دقت در برنامه ریزی بهتر از امکانات و وسیله است.)
در صفحات آتی کوشیده ایم از میان صدها حدیث و روایت جمع آوری شده، معدود بیانات گلچین شده ای که بیشتر به بحث ما مربوط می شود، تقدیم نماییم.


ادامه در ادامه مطلب

 


ادامه مطلب

[ دوشنبه 21 فروردین 1391  ] [ 4:55 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

نكته هايي براي موفقيت

نكته هايي براي موفقيت :

افراد ثروتمند و ميليونر خود ساخته باهوش تر و برتر از شما نيستند. اما آنها از يك سري اسرار ويژه براي ثروتمند شدن بهره گرفته اند كه شما نيز ميتوانيد با پيروي از آنها حداقل كسب و كار خود را رونق بخشيد.
1- روياهاي بزرگي در سر داشته باشيد. افكار بزرگ زندگي شما را متحول خواهد ساخت.
2- يك تصوير خاص از مقصد مسير خود در ذهن تان ترسيم كنيد. هر اندازه اين تصوير مشخص تر و خاص تر باشد امكان دستيابي شما به آن بيشتر خواهد بود.
3- به گونه اي رفتار كنيد كه گويي شما مالك كسب و كارتان ميباشيد. ولو آنكه براي شخص و شركت ديگري كار ميكنيد. اين نگرش شما بذرهاي موفقيت و استقلال شغلي را در سرنوشت شما خواهد كاشت.
4- شغل خود را دوست داشته باشيد. چنانچه به آن علاقه مند نميباشيد آن را رها كنيد. با "نه" گفتن به شغلي كه تنها براي پول انجامش ميدهيد شغل دلخواه خود را همچون آهن ربا جذب خود خواهيد كرد.
5- يك گروه خوش فكر تشكيل دهيد. با افرادي كه متعهد به ايجاد يك شغل بزرگ هستند جلسه تشكيل دهيد. انديشه ها و ايده هاي خود را با يكديگر در ميان بگذاريد و از يكديگر پشتيباني كنيد.
6-همواره ضوابط اخلاق كاري را رعايت كنيد.
7- پيشرفت و بهبودي دائم و بي وقفه در شغل خود را سر لوحه اعمال خود قرار دهيد. هميشه به علم خود بيفزاييد.
8- به شغل خود بعنوان يك خدمت رساني بنگريد. ياري رساندن به ديگران كسب و كار شما را رونق خواهد بخشيد.
9- از تمام جزئيات و ريزه كاريهاي شغل خود آگاهي يابيد. اين پيشه شماست.
10- مترصد فرصتها باشيد. هر لحضه ممكن است بر در شما بكوبد. آيا شما آماده هستيد؟
11- تناسب اندام خود را حفظ كنيد. ذهن توانمند جسم نيرومندي پديد مي آورد. بدن ضعيف معلول ذهن ضعيف ميباشد. سلامت جسماني و رواني شما اساس موفقيت شما در زندگي ميباشد.
12-زندگي خود را اولويت بندي كنيد. ابتدا كارهاي مهم تر را به انجام رسانيد.
13- پيش از آنچه مشتري انتظار دارد به وي خدمت ارائه دهيد. اين عمل اعتماد سازي كرده و مشتريان شما را افزايش ميدهد.
14-فرد منضبطي باشيد. زندگي خود را از فعاليتها و افرادي كه موجبات پيشرفت و بالنگي شما را فراهم مي آورند، پر كنيد. فعاليتهايي كه بر زندگي شما اثر منفي مي گذارند را از خود دور سازيد.
15-نخست به خودتان پرداخت كنيد. اين نخستين قانون متمولان است. پس انداز را هيچگاه فراموش نكنيد.
16-هر از چند گاهي تنهايي را تجربه كنيد. در زمان تنهايي به نداي درون و انديشه هاي ذهن خود گوش فرا دهيد و برنامه ريزيهاي خلاقانه كنيد.
17- بسوي برتري گام برداريد. بهترين را ارج دهيد و به كمتر از آن قانع نباشيد.
18-صداقت و درستكاري بهترين سياست است. خود و خواسته هاي خود را بشناسيد و آنها را هميشه صادقانه بيان داريد.
19-در روند تصميم گيري سريع عمل كرده و در تغيير آنها كند و آهسته باشيد.
20- شكست گزينه شما نخواهد بود. تمام افكار شما بايد بر موفقيت متمركز باشد. شما بايد موفق گرديد.
21- در دستيابي به اهدافتان مصمم باشيد. پافشاري سرسختانه اعتماد بنفس شما را تقويت كرده و شما را به پيروزي نهايي نزديك ميكند.
22-بر خلاف جريان آب شنا كنيد.هيچگاه از ايده ها،عقايد و رويكردهاي نو نهراسيد.
23-بروي فرصتها تمركز كنيد و نه بروي موانع.
24-سه عنصر ترس، پشت گوش اندازي و تنبلي را از زندگي خود بيرون اندازيد.
25-به خاطر داشته باشيد اغلب افرادي كه در كنار شما زندگي ميكنند از پيشرفت و ثروتمند شدن شما خوشنود نخواهند شد و ممكن است در اين مسير مرتبا شما را از دستيابي به اهدافتان دلسرد سازند. تنها به اهداف خود بينديشيد و آنها را ناديده بگيريد.
26-ياد بگيريد خودخواه باشيد. خودخواهي به معني ناديده گرفتن حقوق ديگران نيست. بلكه به مفهوم ارج نهادن به خواسته ها و آرزوهاي خودتان و مقدم دانستن آنها بر خواسته هاي ديگران است.
27- حال اگر فرد بد شانسي نباشيد حتما ثروتمند ميشويد!




[ دوشنبه 21 فروردین 1391  ] [ 4:54 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

به موفقیت ایمان داشته باشید

به موفقیت ایمان داشته باشید

 " جايي كه ايمان واقعي و خلوص بي چون و چرا حضور دارد؛ سلامت، موفقيت و قدرت نيز حضور دارند. "                                     " ديل كارنگي"

با کمک نيروي ايمان‌ می‌توان در هر كاري پيروز شد. ايمان به پروردگار يكتا؛ ايمان به عملکرد و پشتكار خود و ايمان به نيروي خويش براي انجام كارها، مانند كوهي است كه همواره مي‌توانيد به آن تكيه كنيد. ايمان نيرويي است كه خوشحالي، موفقيت، آرامش، قدرت و تمام مواهب زندگي را به ارمغان مي‌آورد.
تلاش كنيد تا در راه موفقيت قبل از هر چيز، ايمان واقعي را به دست آوريد. ايمان واقعي باعث مي‌شود تا توان روحي، قدرت مقابله با مشكلات و پايداري در اهداف در شما به طرز چشمگيري افزايش يابد.

قدرت سحرآميز ايمان
كسي كه ايمان دارد، هرگز درباره موفقيت يا شكست نگران    نمي‌شود. او مي‌داند كه شكست هم پله‌اي ديگر براي رسيدن به موفقيت است. ايمان و اعتقاد، قدرتي سحرآميز دارد. اگر نسبت به امور و روابط اطراف خود ايمان داشته باشيد، نيروي دروني خود را بهتر به كار مي‌گيريد و در نتيجه رفتارهاي بهتر خواهيد داشت و در کارهای‌تان کمتر اشتباهی پيش می‌آيد.
" ايمان داراي نيرويي معجزه‌آسا و قدرتي شگفت‌انگيز است."
يادتان باشد كليد موفقيت احساس اطميناني است كه در خود به وجود مي‌آوريد و اعتقادي است كه موجب مي‌شود، به عنوان يك انسان، نيروهاي خود را گسترش دهيد.
چنانچه به موفقيت خود در كاري ايمان داشته باشيد، امكان موفقيت خود را بالا مي‌بريد و چنانچه به شكست خود معتقد باشيد، قدر مسلم از پيش شكست خورده‌ايد.

يك اصل كلي
چيزي به نام شكست وجود ندارد. هر رويدادي نتيجه يك سري از فعاليت‌ها است. اگر اين نتايج براي شما خوشايند باشند آن‌را  "موفقيت" مي‌ناميد و اگر ناخوشايند باشند به آن شكست مي‌گوييد. پس بهتر است كه تلاش و تجربيات خود را با احساسي مثبت و نيرومند، توام کرده و آن‌را به موفقيت تبديل نماييد.
" هركاري را از صميم قلب انجام دهيد. نه تنها به خاطر اين كه ديگران مي‌گويند، بلکه به اين خاطر كه آن را باور داريد."
يادتان باشد اگر در جريان هر مبارزه‌اي جرأت و ايمان داشته باشيد، پيشاپيش نصف مبارزه را برده‌ايد.
تكيه بر نيروي برتر مي‌تواند همه چيز را سامان بخشد. اين نيروي برتر، در درجه اول پروردگار و آنگاه اراده و پشتكار خود شما است. هنگامي‌كه خود را به خدا مي‌سپاريد، مي‌دانيد نيرويي عاقل‌تر، مهربان‌تر و مسلط‌تري پشتيبان‌تان است و همين به شما انگيزه‌اي مي‌دهد تا در انجام كارهايتان از نيرو و توان بالايي استفاده کرده و امكان موفقيت خود را بيشتر نماييد.

موفقيت تا ابد
احساس موفقيت و ايمان رسيدن به آن، در تمام داستان‌هاي كودكان نيز مستتر است و معمولاً به صورت رويا بر قهرمانان جلوه  مي‌كند. نكته‌اي كه در اينجاست، اين است كه آنان همگي روياهاي خود را باور مي‌كنند و آنقدر به حصول آن ايمان دارند كه اندکی بعد با همان شرايط روبرو مي‌شوند و با پشتكار و اراده خود بر مشكلات غلبه مي‌كنند. آخر داستان‌ها جمله‌اي جادويي وجود دارد، كه شايد هرگز آن‌را جدي نگرفته باشيد. جمله‌اي كه مي‌گويد: "و آن‌ها تا ابد به خوبي و خوشي زندگي كردند." من به شما اطمينان مي‌دهم كه با ايماني چون ايمان آن قهرمانان و پشتكاري مانند آن‌ها، تا زماني‌كه زنده‌ايد و نيز بعد از آن شادی و خوشنودی را از آن خود کرده‌ايد.

زندگينامه
اگر در ميان زندگينامه افراد موفق جستجو كنيد، به زندگي بسياري از بزرگان برمي‌خوريد كه نيروي ايمان و اراده آن‌ها، سرنوشت عجيب و جالبي را برايشان رقم زده است. يكي از افرادي كه شايد خيلي هم با وی آشنا نباشيد، پيانيست معروف چيني "شوشينگ لي" است. "شوشينگ لي" سال 1960 در پاريس، يكي از بزرگترين معلمين پيانو بود. او با شرکت در كنسرت‌ها و رسيتال‌هاي بزرگ، جوايز بسياري در سراسر اروپا به دست آورد. روزي، بعد از يك موفقيت فوق‌العاده، خبرنگاري فرانسوي با او مصاحبه کرد و اين مصاحبه، نهايتاً كتابي شد به نام "كجاوه اشكها" كه زندگينامه "شوشينگ لي" در آن شرح داده شده بود.
"شينگ لي"، در سن 13 سالگي، با فشار و تحميل خانواده‌اش در چين، با مردي بيمار ازدواج كرد. در 14 سالگي اولين كودك خود را به دنيا آورد. سال‌ها مورد آزار و شكنجه والدين همسرش قرار گرفت. امري كه در آن دوران در کشور چين عادي بود- كودكان خود را در انبار، بدون پزشك و به تنهايي به دنيا آورد. در 16 سالگي بيوه شد و بالاخره در 20 سالگي، از خانه پدرشوهر گريخت. او در كتاب خود بارها و بارها خاطرنشان كرده كه : "هميشه مي‌دانستم زندگي من وابسته به موسيقي است، در شب‌هاي تنهايي و وحشت، روزي را مجسم مي‌كردم كه موسيقيدان شده‌ام." و در جايي ديگر مي‌گويد: "اين قدرت اراده‌ام بوده كه بدون كوچكترين تأخيري مرا مستقيماً به سمت آينده‌ام سوق داد. اولين باري كه پيانو را ديدم، به زمين افتاده و گريستم. گويي گمشده‌ام را يافته بودم."

 از چيزي نترسيد
ايمان به موفقيت، ممكن است ناگهان شاهراه وسيعي را پيش پاي شما باز کرده و يا ممكن است كوره‌راهي باريك را در طول زمان بسازد. اما به‌هرحال، با كمي صبر حصول به آن حتمي است. درحالی‌که، نااميدي از آن و انديشيدن دائم به شكست، به سرعت شما را با آن روبرو مي‌سازد. اگر به شكست بينديشيد و بروز آن‌را باور كنيد، خود را صد قدم به آن نزديك مي‌كنيد. افكار هراس‌آور شما از چنان نيروي مغناطيسي برخوردار هستند كه مي‌توانند هر مصيبت و سانحه‌اي را به‌سوي شما جلب كنند. يك ضرب‌المثل قديمي مي‌گويد: "از هر چيزي بترسيد، سرتان مي‌آيد." اين ضرب‌المثل برآمده از نيروي فكر و قدرت ايمان آدمي است. به هرچه ايمان بياوريد، آن را به‌سوي خود دعوت مي‌كنيد.

يادتان باشد: اگر ايمان داشته باشيد، پاداش درخور ايمان خود به دست مي‌آوريد و اگر ايمان نداشته باشيد و احساس ترس و تزلزل كنيد، لاجرم نتيجه ناخوشايندي به دست خواهيد آورد.
درست است كه در مواقع سختي، بروز ناملايمات و رويدادهاي ناخوشايند، حفظ ايمان و پايداري كار خيلي مشكلي است و در اين‌گونه موارد، معمولاً قدرت تفكر و تعقل خود را از دست مي‌دهيم؛ اما موفقيت و پيروزي حتمي از آنِ كسي است كه در اين شرايط بتواند ايمان و اعتقاد خود را حفظ کرده و با قدرت فراوان به سمت هر آنچه كه مي‌خواهد، حركت كند.




[ دوشنبه 21 فروردین 1391  ] [ 4:54 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

ارتباطات و روانشناسی فروش

ارتباطات و روانشناسی فروش

همۀ ما می دانیم که بازاریابی و فروش با یک مقولۀ بسیار مهم تحت عنوان برقراری ارتباط سروکار دارد. منظورم از همۀ ما تمامی کارآفرینانی است که چه در بازاریابی شبکه ای فعالیت می کنند چه روی اینترنت به بازاریابی مشغولند و یا صاحبان مشاغل و کارآفرینان شرکتی می باشند. ارتباط و چگونگی برقراری آن با مردم اولین مرحله از فرایند فروش و یا معرفی کسب و کار می باشد اما مهمتر از آن حفظ این ارتباط است و مخاطب ما بایستی تصویری بسیار زیبا و نگرشی مثبت از ما در ذهنش ایجاد گردد تا یک همکاری طولانی مدت بین ما ایجاد گردد.
 برایان تریسی(Brian Tracy) نامی آشنا در بین فروشندگان،کارآفرینان و نتورکرها می باشد. یکی از مقالات این شخصیت در رابطه با ارتباطات است که ترجمۀ آن را در ادامه می خوانید:
ارتباطات همه چیز هستند

شالوده و اساس شما برای موفقیت
فروش رابطه ای از تمامی استراتژی های فروشندگی مهم تر است. توانائی شما برای گسترش و ابقاء ارتباطات طولانی مدت با مشتری شالوده و اساس موفقیت شما به عنوان یک فروشنده می باشد و باعث موفقیت در کسب و کارتان(Your Business) می شود. فروش رابطه ای به فهم متحرک هائی(dynamics) که در فرایند فروش توسط مشتری شما تجربه می شود نیاز دارد.

 پیشنهاد یک ازدواج کاری
برای مشتری شما ، یک تصمیم خرید معمولاً به معنای ورود به یک ارتباط طولانی مدت با شما و شرکت شما می باشد. این بسیار شبیه به یک "ازدواج کاری" می باشد. قبل از اینکه مشتری تصمیم به خرید بگیرد ، می تواند شما را ترک کند یا اینکه با شما بماند. او به شما و یا شرکت شما نیاز ندارد. او انتخاب ها و اختیارات مختلفی دارد که تماماً به روی او باز هستند و خرید نکردن هم یکی از این انتخاب هاست. اما هنگامی که مشتری شما تصمیم می گیرد از شما خرید کند و به شما پولی را برای محصول یا خدمتی که می فروشید پرداخت کند به شما وابسته می شود. و از زمانی که او تجربه خرید بدی را از گذشته داشته باشد در مورد این رابطۀ وابستگی بسیار ناآرام و نامطمئن خواهد بود.

 به قول های خود عمل کنید
اگر مشتری خود را مأیوس کنید چه پیش می آید؟ اگر محصولتان آنطور که قول داده اید برای او کار نکند چه پیش می آید؟ اگر به او خدمت رسانی نکنید و او را آنطور که قول داده اید حمایت نکنید چه اتفاقی رخ می دهد؟ اگر محصول ایراد داشته باشد و نتواند آن را تعویض کند چه پیش می آید؟ اگر محصول برای نیازهای او نامناسب باشد چه می شود؟ اینها آن دسته از بلاتکلیفی هائی هستند که در ذهن هر مشتری ای در زمان تصمیم گیری برای خرید بوجود می آید.
اینها برای تمامی شما زمانی که قصد خرید محصولی را از شرکت های فروش مستقیم داشته اید پیش آمده . بسیاری از شما هم هنگام عضویت در این شرکت ها برای فروش محصولات آنها قانون شکنی ها و عمل نکردن همکاران ارشدتان نسبت به قول هایشان را تجربه کرده اید و این تجربه می تواند حالا به شما کمک زیادی کند و حالا می دانید یک ارتباط دوستانۀ طولانی مدت با همکارانتان چه نتایج شیرین و جالبی را به وجود می آورد و عمل نکردن به قول هایتان چه نتایج وخیمی را به بار می آورد.

 تمرکز روی ارتباط
امروزه به دلیل پیچیدگی بیشتر محصولات و خدمات مخصوصاً محصولاتی با تکنولوژی بالا ، واقعاً ارتباط مهم تر از محصول می باشد. مشتری از ترکیبات محصول شما یا چگونگی عملکرد کمپانی تان اطلاعی ندارد ، اما می تواند یک ارزیابی و قضاوتی را در مورد شما و رابطه ای که بین شما و او در خلال فرایند فروش بوجود آمده را داشته باشد. پس در حقیقت ، تصمیم مشتری بر پایۀ واقعیتی است که باعث شده به شما اعتماد کند و چیزی که شما می گویید را باور کند.

 یک رابطۀ معتمدانۀ محکم ایجاد کنید
در بسیاری از موارد ، کیفیت رابطۀ شما با مشتری یک مزیت رقابتی است که شما را قادر می سازد تا از دیگر افرادی که محصولات یا خدمات مشابهی دارند پیشی بگیرید. کیفیت رابطۀ معتمدانه ای که بین شما و مشتری هایتان برقرار است می تواند به قدری محکم باشد که رقبای دیگر نتوانند در آن وارد شوند.

 مشتریان خود را برای زندگی حفظ کنید
بزرگترین تک اشتباهی که باعث می شود فروشندگان مشتری ها را از دست دهند به این خاطر است که آن مشتری ها را از افرادی بدیهی و مسلم فرض می کنند. این یک شکلی از "آنتورپی مشتری" است.این زمانی اتفاق می افتد که فروشنده از فعالیت هایش کم می کند و شروع به تکذیب مشتری می نماید. تقریباً هفتاد درصد مشتری هائی که از حامیان و فروشندگان فعلی خود گریزان می شوند بعدها این گونه پاسخ داده اند که اساساً به دلیل عدم توجه از کمپانی تغییراتی ایجاد کرده اند و کمپانی خود را برای خرید عوض نمودند.
به محض اینکه شما زمانی را صرف نمودید و فعالیت هائی ضروری را برای ایجاد یک ارتباطی بر پایۀ اعتماد با مشتری خود انجام داید ، بایستی آن رابطه را برای زندگی کاری خود حفظ کنید و هرگز نباید این ارتباط را یک امری مسلم برای همیشه فرض کنید. این ارتباط ممکن است با کوتاهی شما سریعاً به اتمام برسد.

 تمرین های عملی
ابتدا، بر ایجاد یک ارتباط با کیفتی بالا با هر یک از مشتریان از طریق یک رفتار مناسب تمرکز کنید تا او دوباره بازگردد ، دوباره خرید کند و شما را به دوستانش معرفی کند.
در مرحلۀ دوم، به مشتریان فعلی خود توجه کنید. به آنها بگوئید که احترام برایشان قائلید. راه هایی را برای تشکر از آنها و تشویق آنها در جهت بازگشت دوبارۀ آنها و انجام همکاری با شما پیدا کنید.
برایان تریسی نویسندۀ کتاب "روانشناسی فروش" بیش از سیصد برنامۀ آموزشی مختلف را در مورد کارهای گروهی و موفقیت افراد تا کنون تولید نموده و این برنامه ها حاصل 25 سال تحقیق و بررسی ایجاد گشته که بیشتر آنها از مؤثرترین ابزار آموزشی در جهان می باشند. برایان در حال حاضر در سان دیگو به همراه همسرش باربارا و چهار فرزندش زندگی می کند.




[ دوشنبه 21 فروردین 1391  ] [ 4:53 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

مديريت اسلامي يعني چه؟


مديريت اسلامي يعني چه؟ و جنابعالي چگونه آن را تبيين مي فرماييد؟

تعبیر «مدیریت اسلامی» حاکی از این است که مدیریت می تواند دارای دو وصف «اسلامی» و «غیراسلامی» باشد، و از اینروی این سؤال، مطرح می شود: چه ارتباطی بین مدیریت به عنوان یک علم و بین اسلام به عنوان یک دین، وجود دارد؟
این پرسش در واقع یکی از جزئیات پرسش عامتر و کلی تری است و آن این است: علوم و فنون مختلف، بویژه علوم انسانی، چه ارتباطی با ادیان خصوصاً دین اسلام دارند؟
پاسخ به این سؤال، نیازمند ارائه تعریٿ دقیقی از علم و دین است.
رابطه دین با معارف بشری
1ـ با توجه به اینکه واژه «علم» دارای کاربردهای متباین و متداخلی است و بیان همه آنها با اشاره به تفاوتهایشان به درازا می کشد. ما در اینجا به تعریف مفهومی از «علم» که متناسب با بحث حاضر است بسنده می کنیم:
«علم عبارت است از مجموعه قضایایی که حول یک محور (کلّ یا کلّی) مطرح می شود و با متدهای مناسب با طبیعت قضایای مزبور، مورد بررسی و تحقیق قرار می گیرد ».
فی المثل طبیعت قضایای منطقی، فلسفی و ریاضی با متد تعقلی؛ و طبیعت قضایای فیزیکی و شیمیایی با متد تجربی؛ و طبیعت علوم تاریخی با متد نقلی، مناسبت دارد. حال، اگر فرض کنیم که همه یا بخشی از مسائل یک علم در منابع دینی مستند به « وحی الهی » بیان شده و اصطلاحاً با متد تعبدی هم قابل اثبات باشد می توان قضایای آن علم را با دو متد، مورد بررسی قرار داد و یا آنها را به دو قسم، دینی و غیردینی، تقسیم کرد. مثلاً مسائل خداشناسی(بحث از صفات و افعال الهی) هم با متد تعقلی قابل بررسی است که بخشی از متافیزیک (فلسفه الهی) را تشکیل می دهد، و هم با متد تعبّدی مستند به «وحی الهی» یعنی با استفاده از منابع دینی (کتاب و سنّت) قابل بررسی است که « خداشناسی دینی» نامیده می شود.
پس صفت «دینی» برای یک علم (مجموعه خاصی از قضایا) گاهی به این معنی است که مسائل آن علم، با متد نقلی دینی و با استفاده از منابع مستند به وحی الهی، مورد بررسی قرار می گیرد.
2ـ اکنون واژه «دین» را مورد دقت قرار می دهیم تا با کاوش در مفهوم آن، روشن شود که مطالب دینی با کدام علمی مناسبت دارد و به چه اعتبار دیگری می تـوان وصف «دینـی» را برای علم خاصی در نظـر گرفت.
واژه دین، کاربردهای مختلف و متشابهی دارد و شایعترین اصطلاح آن عبارت است از: «مجموعه ای از عقاید که محور آنها را خدا و ماورای طبیعت تشکیل می دهد به اضافه سلسله ای از ارزشها و احکام و دستورالعملهای متناسب با آن عقاید» و به عنوان یک تشبیه می توان دین را به درختی تشبیه کرد که ریشه اش را عقاید، و تنه و شاخه های اصلی اش را ارزشهای اخلاقی و اجتماعی، و سایر شاخ و برگهایش را قوانین و احکام عملی، تشکیل می دهد و طبعاً ارزشها و رفتارها بدون استناد به عقاید دینی همانند درختی بی ریشه خواهد بود. «کشجره خبیثه اجتثّت م ن ٿوق الارض مالها م ن قرار»(ابراهیم:62)
دینی که از طرف خدای متعال بوسیله پیامبرانش برای مردم نازل شده «دین حق» و آیینهای ساخته دست بشر «دین باطل» نامیده می شود.
رسالت اصلی دین حق، معرفی عقاید صحیح پیرامون اصلی ترین مسائل هستی شناسی (خدا و جهان ابدی) و ارائه ارزشهای حقیقی و برنامه های عملی مؤثر در سعادت دنیا و آخرت است، ولی احیاناً در منابع دینی به مناسبتهایی اشاره به مسائل طبیعی و شناخت جهان و انسان و جامعه و تاریخ نیز می شود.
بدین ترتیب، بخشهای مهمی از علوم انسانی ارتباط تنگاتنگی با دین پیدا می کند، مخصوصاً دین اسلام که در همه ابعاد، از غنای بیشتری برخوردار است و منابع شناخت آن، بخصوص قرآن کریم، اعتبار و سندیت قطعی تری دارد.
همچنین در مواردی که کتب آسمانی و سایر منابع دینی، هر چند تطّفلاً، سخنی درباره طبیعت و انسان داشته باشند ارتباطی با علوم مربوطه پیدا می کنند. و به هر حال، نظریاتی که از متون دینی پیرامون مسائل مختلف (اعمّ از فلسفی و تجربی و دستوری) به دست می آید پاسخهایی از طرف دین به پرسشهای علوم، شمرده می شود و هر مجموعه هماهنگی از آنها را می توان علم خاصی با وصف دینی به حساب آورد، مانند: فلسفه اسلامی، جهان شناسی اسلامی، انسان شناسی اسلامی، اخلاق اسلامی، حقوق و اقتصاد اسلامی و ...
وصف «دینی» به این اعتبار، ناظر به نوع جواب و راه حلی است که دین به مسائل مربوطه می دهد چنانکه در اعتبار سابق، نظر به اختلاف متد بود.
همینجا تأکید می کنیم که معارف دین حقّ در صورتی که از نظر سند و دلالت، قطعی باشند با هیچ نظریه علمی قطعی و یقینی، تعارضی نخواهند داشت و اگر تعارضی بین علم و دین به نظر می رسد معلول مسامحه در اسناد دینی یا ضعف استنباط از مدارک دینی یا نادرست بود فرضیه علمی است.
3ـ با توجه به ارتباطاتی که بین علوم و بخصوص میان علوم و فلسفه، وجود دارد و فلسفه عهده دار اثبات بسیاری از اصول موضوعه علوم می باشد، رابطه دیگری بین علوم و دین از راه فلسفه و انسان شناسی دینی، برقرار می شود و دین، با ارائه مبادی تصدیقی و اصول موضوعه خاصی که متناسب با جهان بینی الهی است در نظریه های علوم، اثر می گذارد. مثلاً دانشمندی که معتقد به خدا و تدبیر حکیمانه اوست و اعتقاد به جهان غیب و ماوراء طبیعت و روح مجرّد و حیات ابدی و مختار بودن انسان دارد، نظریه های ماتریالیستی و جبرگرایانه را در روان شناسی و جامعه شناسی و سایر علوم انسانی نمی پذیرد و به جای آنها نظریه های موافق با جهان بینی الهی و انسان شناسی دینی را بر می گزیند.
از سوی دیگر، همین علومی که اصول موضوعه خود را از فلسفه می گیرند به نوبه خود اصول و قواعدی را در اختیار علوم و فنون کاربردی و دستوری قرار می دهند، چنانکه قواعد روان شناسی و جامعه شناسی، مورد استٿاده علوم تربیتی و مدیریت، قرار می گیرد و طبعاً آثاری را که از فلسفه دین دریافت داشته اند به علوم کاربردی، منتقل می کنند.
4ـ ولی مهمترین اثری که علوم کاربردی از دین می پذیرند اثری است که از نظام ارزشی آن، حاصل می شود. توضیح آنکه: علوم انسانی کمابیش سرو کار با مفاهیم ارزشی دارند حتی بعضی از فلاسفه علوم، تخلیه علوم انسانی از بار ارزشی را غیر ممکن دانسته اند. اما به فرض امکان چنین کاری در علوم نظری، انجام آن در علوم و فنون کاربردی به هیچ وجه میسر نیست زیرا گزینش یک سیستم رفتاری چه در مورد فرد و چه در مورد خانواده یا گروه خاص اجتماعی و چه در مورد جامعه بزرگ، بر اساس نظام ارزشی خاصی که تعیین کننده اهداف و جهت بخش رفتارها باشد انجام می گیرد و اصولاً نظام ارزشی، نقشی جز همین جهت بخشی ندارد. البته ممکن است اثرپذیری سیستم رفتاری از نظام ارزشی، آگاهانه و تبیین شده نباشد ولی گزینش یک سیستم رفتاری و ترجیح آن بر سایر سیستمهای مفروض همواره مبتنی بر پذیرفتن قبلی یک نظام ارزشی متناسب با آن سیستم رفتاری می باشد و در واقع، پذیرفتن نظام است که هرچند به صورت ناخودآگاه سیستم رفتاری خاصی را تعیین می کند.
بنابراین، فرد یا گروه یا جامعه ای که نظام ارزشی اسلام را پذیرفته باشد از نظر روان شناسی و جامعه شناسی دارای بعد ارزشی خاصی خواهد بود و سیستم رفتاری ویژه ای، گزینش خواهد کرد، و صدور دیگر رفتارها، نشانه ضعف پای بندی به نظام ارزشی مزبور و گرایش به فرهنگها و نظامهای ارزشی دیگری خواهد بود.

رابطه مدیریت با اسلام
با توجه به نکات یاد شده، اکنون می توانیم موضوع اصلی بحث، یعنی رابطه اسلام با مدیریت را مورد بررسی قرار دهیم و منظور از اسلامی بودن مدیریت را بیان کنیم.
نخست به معانی مختلفی که ممکن است از تعبير «مدیریت اسلامی» اراده شود اشاره می کنیم و آنگاه به توضیح معنای مورد نظر می پردازیم. از جمله معانی مدیریت اسلامی، بررسی شیوه مدیران مسلمان در طول تاریخ امت اسلامی است مخصوصاً مدیران جوامع کلان مانند خلفا و سلاطین و دیگر زمامداران کشورهای اسلامی و نیز وزرا و امرایی که عملاً عهده دار سیاستگزاری و اداره این کشورها بوده اند.
بدیهی است چنین کاری که تتبع فراوانی در تاریخ کشورهای اسلامی را می طلبد تنها ارزش یک پژوهش تاریخی را خواهد داشت.
معنای دیگری که قریب به معنای اول و متفرع بر آن است، تحلیل شیوه های مدیریت مدیران مسلمان و نشان دادن خصلتهایی است که از مسلمان بودن آنان نشأت می گرفته است.
این کار هر چند فواید بیشتری دارد و حتی
می تواند به عنوان وسیله ای برای شناختن مدیریت اسلامی تلقی شود ولی راهی پرپیچ و خم و نیازمند به تشخیص موارد تلاقی اسلام با مدیریت و شناخت دقیق خصلتهایی است که از مسلمان بودن مدیران نشأت می گیرد مگر این که تنها به بررسی شیوه مدیریت پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله وسلم) و پیشوایان معصوم(علیهم السلام) ـ طبق عقاید شیعیان ـ بسنده شود که مطابقت رفتارشان با موازین اسلام ناب، ضمانت شده است، و بازگشت آن به این است که سیره پیشوایان معصوم(علیهم السلام) در مورد اداره جامعه را به عنوان یکی از منابع شناخت شریعت اسلام تلقی کنیم و در کنار قرآن و سنت لفظی (الفاظی که از پیشوایان معصوم(علیهم السلام) نقل شده است) به عنوان سنت عملی به آنها استناد نماییم که به آن اشاره خواهیم کرد.
معنای سومی که برای مدیریت اسلامی می توان در نظر گرفت این است که مسائل مدیریت را در منابع اسلامی (قرآن و سنت) مورد بررسی قرار داده آیات یا احادیثی را که سخنی به صراحت یا اشارت درباره آنها دارد استخراج و جمع آوری کنیم و مضامین آنها را به عنوان پاسخهایی به پرسشهای مطرح شده در علم مدیریت تلقی نماییم و ضمناً سیره مدیران معصوم(علیهم السلام)را نیز به عنوان سنت عملی مورد توجه قرار دهیم (چنانکه در ذیل معنای دوم اشاره شد) و بدین ترتیب، مطالب به دست آمده به عنوان راه حلهای ارائه شده از طرف دین برای مسائل مدیریت، تنظیم و تدوین گردد و به عنوان مدیریت اسلامی عرضه شود.
ولی همچنانکه در تبیین رابطه علوم با دین اشاره کردیم مهمترین ارتباطی که میان علوم (بویژه علوم کاربردی) و میان ادیان (بویژه دین اسلام) وجود دارد و طبعاً در مورد مدیریت هم صدق
می کند، رابطه جهان بینی اسلامی و رابطه نظام ارزشی اسلام با علوم انسانی است که رابطه اول از راه تأثیر نظریات اسلامی پیرامون مسائل
هستی شناسی و انسان شناسی به عنوان اصول موضوعه در علوم انسانی، و از جمله مدیریت، تجلی می کند و رابطه دوم از راه تأثیر ارزشهای اسلامی در تعیین اهداٿ و خط مشی ها و روشهای عملی، ظاهر می شود.
اینک به نمونه ای از موارد این دو نوع ارتباط، اشاره می کنیم:
الف ـ جهان بینی الهی، کل جهان هستی را به صورت مجموعه ای هماهنگ و هدفدار می بیند که تحت تدبیر و مدیریت عالیه الهی قرار دارد و سنتهای ربوبی بر آنها حاکم است و ستیزه جویی با نوامیس تکوینی و تشریعی الهی، نتیجه ای جز شکست نهایی ندارد. بنابراین، باید در برنامه ریزیها و تعیین اهداف و خط مشی ها و حتی در اعمال روشهای جزیی، اراده تکوینی و تشریعی الهی را دقیقاً رعایت کرد.
ب ـ جهان هستی و بویژه کره زمین با متعلقاتش به گونه ای آفریده شده که متناسب با حرکت تکاملی انسان باشد. و در این جهت، فرقی بین مرد و زن، سیاه و سفید، شرقی و غربی، شمالی و جنوبی، و انسانهای امروزی و فردایی نیست. بنابراین، رعایت مصالح همه افراد، حتی افراد خارج از سازمان، و مصالح همه ملتها در برنامه های کلان لازم است مگر افراد یا گروههایی که از روی عناد و لجاج، مصالح دیگران را به خطر می اندازند که باید چنین کسانی را به جای خود نشاند و به حق خودشان قانع کرد. و نیز در بهره برداری از منابع طبیعی و مواهب الهی حقوق آیندگان را باید مورد توجه قرار داد و از اسراف و تبذیر، اجتناب ورزید.
ج ـ انسان، آفریده ای است مجهز به نیروی اراده و اختیار که باید مسیر تکامل خود را در پرتو
راهنمایی های عقل و شرع برگزیند. بنابراین، به کارگیری شیوه های فشار و حصر و سلب آزادی، علاوه بر اینکه انگیزه کار و فعالیت را ضعیف می کند و قوه ابتکار و خلاقیت را نابود می سازد نوعی ستیزه جویی با اراده حکیمانه الهی تلقی می گردد. پس، سیستمهای مدیریت متمرکز که آزادیهای مشروع و معقول را هم سلب می کند از یک سوی، منجر به رکود و عقب افتادگی و شکست می شود و از سوی دیگر، مانع رشد شخصیت و شکوفایی و بالندگی استعدادها و توانشهای خداداد افراد می گردد.
همینجا باید تأکید کنیم که عدم رعایت حدود عقل و شرع ـ که تأمین کننده مصالح حقیقی افراد و جوامع است ـ و تجویز هرگونه بی بند و باری و هوسرانی به نام دفاع از آزادی هم نتایج وخیم دیگری را به بار می آورد که زیان آنها به هیچ وجه کمتر از زیان فشارها و محدودیتهای بیجا نیست. و در یک جمله: افراط و تفریط هر دو زیانبار است.
د ـ شرافت انسان به روح ملکوتی اوست و امتیاز او بر سایر حیوانات، مرهون ویژگیهای انسانی وی می باشد که خاستگاه ارزشهای معنوی و الهی به شمار می روند و قوای نباتی و حیوانی در واقع زمینه ساز رشد انسانی و کمال معنوی و ابزارهایی برای رسیدن به درجات بلند و سعادت جاودانی اند. بنابراین، باید در تعیین اهداف و خط مشی های سازمان و جامعه، اولویّت و اصالت را به ارزشهای معنوی داد و هیچگاه نباید اصل را فدای فرع، و هدف را فدای وسیله ساخت. و هر چند مدیریت مثلاً مربوط به یک سازمان اقتصادی باشد ولی اسلامی بودن آن، اقتضا می کند که در همان محدوده نیز اهداف معنوی رعایت شود و تأمین مناٿع مادّی، موجب پایمال کردن مصالح انسانی نشود بلکه حتی المقدور سعی بر این باشد که منافع مادی در راستای مصالح انسانی و مقدمه ای برای توسعه و تعمیق بینشهای الهی و ترویج ارزشهای معنوی قرار گیرد.
هـ ـ خصلتها و ویژگیهای لازم برای مدیران شایسته، در سایه تعالیم اسلامی بهتر تأمین می شود. از باب نمونه: مدیری که با اخلاق اسلامی و با روح توکّل بر خدا و اعتماد بر قدرت بی نهایت الهی تربیت یاٿته است هنگام بروز خطرها و بحرانها خود را نمی بازد و متانت و آرامش خود را از دست نمی دهد و طبعاً چنین مدیری تصمیمهای عاقلانه تر و سنجیده تر اتّخاذ می کند و بهتر می تواند روحیّه کارمندان و زیردستان را تقویت کند و ایشان را به فرجام نیک، امیدوار ساخته از یأس و نومیدی و خودباختگی نجات دهد. و نیز چنین مدیری تحت تأثیر چرب زبانیها و تملّق گوییها قرار نمی گیرد و در دام حیله های سود پرستان مکّار نمی افتد. و از سوی دیگر، با رفتار متواضعانه و فروتنانه و با دلسوزیها و مهربانیهای مخلصانه، علاقه کارمندان را جلب کند و در نتیجه، بازده کار افزایش می یابد بدون اینکه نسبت به کسی ستمی روا داشته شود.
و ـ در مدیریت اسلامی بخشی از هزینه ها و نیروهایی که در نظامهای دیگر صرف کنترل و بازرسی و اطلاّعات و ضدّ اطلاّعات می شود در راه ارتقای فرهنگی و رشد معنوی کارکنان به کار گرفته می شود تا با تقویت روحیّه دینی و تقوا و خدا ترسی، عامل کنترل کننده درونی در افراد بوجود آید و ضمن تأمین اهداف سازمان، رشد و ترقی و تعالی معنوی انسانها نیز حاصل گردد. بنابراین، در سایه مدیریت اسلامی، از یک سوی، هزینه های سیستمهای اطلاعاتی کاهش می یابد و از سوی دیگر سطح فرهنگ و معنویات انسانها بالا می رود، و به دیگر سخن: انسانیّت ایشان تکامل می پذیرد و هدف اصلی از آفرینش بشر (یعنی تکامل روحی و معنوی آزادنه و آگاهانه) بیشتر و بهتر تحقّق می یابد.
این بود نمونه هایی از تأثیر جهان بینی اسلام و نظام ارزشی برخاسته از آن در شؤون مختلف مدیریّت، که می توان با توجه به این نمونه ها موارد تفصیلی ارتباط بین مسائل مدیریت و معارف و ارزشهای اسلامی را استخراج و مورد بررسی و تحقیق و مقایسه و تطبیق قرار داد.

منابع و مآخذ: استاد محمد تقي مصباح ، به نقل از روزنامه کیهان: سه شنبه 14 تیر 1384- 28- سال شصت و سوم-شماره 18272
منبع واسطه : http://www.islamicmanagement.org/fa/faq




[ دوشنبه 21 فروردین 1391  ] [ 4:52 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

مهارتهای عمومی مورد نیاز یک جوان

جدای از این‌که یک جوان چه شغلی دارد، لازم است مهارت‌هایی را بداند که در کار به دردش بخورند. فکر می‌کنی کدام توانایی‌ها می‌تواند به هر کسی در کار کمک کند؟
پاسخ این سوال 10 مورد را در بر می‌گیرد. یک فارغ‌التحصیل باید بتواند
   1. رزومه خوبی بنویسد.
   2. حتما باید مهارت‌های گفت‌و‌گو و سخنرانی خود را تقویت کند.
   3. کتاب زیاد بخواند ومهارت‌های مدیریتی (مدیریت پروژه و مدیریت زمان) را بداند.
   4. زبان انگلیسی یاد بگیرد.
   5. هر جا که می‌تواند مقاله بنویسد و منتشر کند.
   6. کارهای فوق‌برنامه انجام دهد.
   7. کار تیمی را بیاموزد.
   8. گزارش‌نویسی را یاد بگیرد.
   9. در حین درس خواندن، درس‌های تخصصی را خیلی خوب بخواند چون حتما در حین کار به کارش خواهند آمد.
  10. حتما هدفمند و هدف‌گرا باشد.از اهداف کوچک شروع کند و به اهداف بزرگ برسد.




[ دوشنبه 21 فروردین 1391  ] [ 4:51 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

هم اکنون انجام دهيد

کاري که هم اکنون ميتوانيد انجام دهيد.........
1- از خود تعريفي براي خوشبختي به دست بياوريد. چه کارها و کدام است که از آن بيشتر لذت ميبريد؟
2- به سراغ يکي از اشخاص مهم در حرفه و کار خود برويد و از او بخواهيد به شما توصيه ها و کمک هايي بکند که موفق تر گرديد.
3- خوشايندترين خاطرات زندگي خود را انتخاب کنيد و بعد به عقب برگرديد و ببينيد که چه کرديد که اين حادثه خوشايند اتفاق افتاد ؟؟
4- دست به کاري بزنيد که بلافاصله بتواند امکان دستيابي شما به هدف هايتان را افزايش دهد.




[ دوشنبه 21 فروردین 1391  ] [ 4:44 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

فرصت هاي غلبه بر بيكاري

فرصت هاي غلبه بر بيكاري

اشتغال از نگاه كلان، همواره از دغدغه هاي تصميم گيرندگان حكومت ها و در سطح خرد دل نگراني و دغدغه عمده خانواده ها و افراد است. اشتغال به كارعلاوه بر جنبه اقتصادي و تأمين معاش، عرصه بروز خلاقيت ها، تمرين مسئوليت پذيري و ميدان باروري استعدادها و شناخت توانائي هاي افراد در اجتماع است.
«كار و عمل از نظر اسلام، بسيار محترم و مورد تكريم است. زيرا احترام و قابل تكريم بودن يك چيزي تابع نتيجه آن چيز است.»
«آدم بيكار به انواع مفاسد اخلاقي و بيماري هاي رواني و عصبي، مبتلا مي شود و زندگي اش سياه و تباه ميگردد.»
برگرفته از كتاب حكمت ها و اندرزها اثر استاد شهيدمطهري
نرخ بيكاري يكي از سه متغير مهم كلان اقتصادي و ميزان كاهش يا كنترل قابل قبول آن، معياري براي ارزيابي موفقيت يك نظام اقتصادي، محسوب ميشود. معضل بيكاري از جنبه هاي مختلف اقتصادي، اعتقادي، اجتماعي و روحي و رواني داراي پيامد هاي منفي است.
جغرافياي اقتصادي كشورها، شامل زمين هاي وسيع در اقليم هاي متنوع آب و هوايي جهت كاربري هاي مختلف صنعتي، كشاورزي و معدني و جاذبه هاي گردشگري بدليل وسعت تنوع طبيعي و قدمت فرهنگي و تاريخي، بستري مناسب براي دستيابي به اقتصادي فعال و پرثمر، محسوب ميشود.
اصطلاح «مزيت نسبي» كه نخستين بار توسط «ريكاردو» اقتصاددان انگليسي قرن نوزدهم، مطرح شده است عبارت است از آمادگي ها و ويژگي هاي يك نظام اقتصادي در توليد كالا يا فعاليت خاص كه در مقايسه با اقتصادهاي ديگر، داراي برتري و بازدهي بيشتر مي باشد. «مزيت نسبي» مي تواند شامل منابع طبيعي، امكانات سرمايه اي متمركز، نيروهاي متخصص و دانش فني روزآمد، جاذبه هاي طبيعي، گردشگري، مذهبي و هرگونه شرايط ديگري كه مهيا براي بهره برداري اقتصادي مشخص، با كارآيي مطلوب باشد. آمايش سرزميني كشورمان كه موضوع تجزيه و تحليل ميزان و نوع مزيت هاي نسبي در نقاط مختلف كشورمان را ارزيابي مي كند، حاكي از وجود مزيت هاي نسبي فراوان در پهنه اقتصاد كشورمان مي باشد. بطوري كه گسترش فعاليت هاي اقتصادي و توليدي و تأمين توليدات كالا و خدمات مختلف براي بازار داخل و خارج كشور، در ابعادي وسيع تر از شرايط موجود را مي توان از مجموعه امكانات بالقوه كشورمان انتظار داشت.
قدر مسلم دستيابي به حركت فعال اقتصادي و بهره گيري از امكانات سرزميني و مزيت هاي نسبي موجود، بايد با تلاش، كوشش و عزم ملي همراه باشد، اما اين ها خود تنها يك روي سكه پيشرفت و ترقي اقتصاد است. روي دوم سكه، انتخاب روش صحيح و واقع بينانه در برنامه ريزي و مديريت امكانات اعم از طبيعي، سرمايه اي و نيروي انساني در اختيار است.
در بررسي جايگاه عوامل اقتصادي، نيروي انساني جايگاه ممتاز را در اختيار دارد.
«در دهه 1950 ميلادي شولتز، جايگاه انسان را بالاتر از سرمايه هاي طبيعي و فيزيكي، ارتقا داد و اهميت آموزش نيروهاي انساني مطرح شد. در دهه 1980 ميلادي با نظريات توسعه انسانيUNDP كه سردمدار نظريه محبوب الحق، اقتصاددان پاكستاني بود، از انسان علاوه بر اينكه ابزار و عامل توسعه است، به عنوان هدف توسعه نيز ياد شد. آمارتياسن با تأكيد بر توانمندسازي نيروي انساني اين نظريه را تقويت كرد و به دليل طرح اين ديدگاه، جايزه نوبل اقتصاد سال 1988 را از آن خود كرد.»
نقش مديريت، نقش منحر به فرد عامل نيروي انساني در اقتصاد يا در گردش هر سازمان اجتماعي يا فعاليت شخصي ديگر است. مديريت تواناي يك سيستم، يا نوع گسترده تر آن يك نظام اقتصادي است كه نخست ارزيابي اقتصادي مناسبي از طرح و برنامه موردنظر براي اجرا دارد. آنگاه نيازسنجي نموده و عوامل مختلف موردنياز طرح را تعريف مي كند. سپس اعداد و ارقام موردنياز در هر حوزه كاري اعم از مقدار و نوع مواد اوليه، تعداد نيروي كار موردنياز و درجه آنها، زمان لازم براي انجام طرح و تقسيم بندي مسئوليت ها را مشخص كرده و در نهايت با تركيب بهينه اين عوامل و استفاده از فناوري مناسب جهت نيل به كيفيت مطلوب در انجام طرح موردنظر، اقدام مي نمايد. بديهي است كه اهميت نقش مدير، حاكي از تصدي همه فعاليت ها، محاسبات، طراحي ها و توجيهات فني و اقتصادي از جانب وي نيست، بلكه موضوع مهم ميدان گرداني و جمع بندي يك تيم قدرتمند و حتي گسترده كاري مي باشد كه از تمام توان نيروهاي انساني و ديگر عوامل در دسترس مجموعه، در جاي خود استفاده شده باشد. علاوه بر تجربه، دانش، ابتكار و ارتباط جمعي تخصصي موفق، از نشانه هاي يك مدير موفق، پاره اي ويژگي هاي ذهني، روحي و اخلاقي و نيز توان جسمي و كلامي و حتي المقدور ظاهري آراسته و مرتب را ميتوان نام برد.
دورانديشي، درايت و ژرف نگري، صبر و مدارا با مجموعه توجه به روش هاي تشويق و تنبيه متناسب و موثر، گذشت و خطاپذيري نسبت به ديگران، خوش خلقي و تعادل اخلاقي، سختكوشي و پايداري و امثال آنها را ميتوان از جمله ابزارهاي مديريت نام برد. اعتماد به نفس و خودباوري يك مدير خواه در سطح اداره يك بنگاه اقتصادي يا در سطح كلان و مديريت اقتصادي جامعه، سرمايه اي گرانبها و كليد راهگشاي بهره گيري از ساير سرمايه هاست. خودباوري گذشته از ارزش معنوي و اعتقادي يا سياسي- اجتماعي آن، يك روحيه مضاعف جهت مديريت مجموعه و مقابله با سختي ها و ناملايمات پيش روست. خودباوري ياس و ترديدها را كنار زده و مدير را تا بهره گيري از جوهره بالقوه همه عوامل در دسترس، همراهي مي كند. نكته قابل توجه اينكه ويژگي خودباوري، مويد تهور بيش از حد، بي برنامگي، عجله و بي توجهي به نظرات كارشناسان مجرب و دلسوز در اداره امور نيست. اعتماد به نفس و خودباوري سرشار را هم بايد در چارچوب عقل، استقلال، برنامه و مشاوره با اهل نظر محدود كرد تا منجر به سهل انگاري و عمل گرايي افراطي نشود.
مديريت بهينه اقتصادي و فني، يكي از وجوه تمايز ميان اقتصاد كشورهاي پيشرفته و در حال رشد است. اقتصاددانان زيادي تاكنون در چارچوب مكتب هاي مختلف اقتصادي، تئوري هاي گوناگوني، بمنظور بهبود شاخص هاي اساسي اقتصاد، نظير رشد توليد ناخالص ملي (NGP) ايجاد اشتغال، كاهش تورم و رونق اقتصادي، ارائه كرده اند، اما كار اجرايي موثر و نتيجه بخش را مديراني به ثمر رسانده اند كه نظريه هاي اقتصادي را با توجه به شرايط خاص زماني، مكاني فرهنگي، جغرافيايي و ديگر عوامل اقتصادي، تطبيق داده و ضمن بهره گيري از تئوري ها و دستاوردهاي علمي روز، از غلطيدن در ورطه ذهن گرايي و خيالبافي و بدنبال آن اتلاف زمان و هزينه ملي، خود و جامعه را مصون نگاه داشته و برنامه هاي اقتصادي موثر اختصاصي يا ملي را بثمر رسانده اند «ماهاتيرمحمد» نامي آشنا در پهنه سياست و اقتصاد جهاني است. او از سال 1981 تا 2003 نخست وزير كشور مسلمان مالزي بوده است. خلاصه اي از تفكر و عملكرد او در آن دوران را چنين ميتوان برشمرد: او انديشه اي منسجم و مبتني بر آزادي اقتصادي دارد. شباهت مالزي با ايران در نفت خيز بودن آن است. با اين تفاوت كه صادرات نفت كمي دارد و بيشتر نفت توليدي به مصرف داخلي كشور ميرسد. تا قبل از سال 1980، بيش از نيمي از مردم زيرخط فقر قرار داشتند اين رقم اكنون كمتر از 4% است.
از سال 2000 تا 2008، تورم كمتر از 3% بوده است. توليد ناخالص ملي در سال 1980 برابر 24 ميليارد دلار بوده و در سال 2005 به 200 ميليارد دلار افزايش يافته است. انديشه او تعامل نزديك دولت و بخش خصوصي، استفاده از مزيت هاي تجاري خارجي، استراتژي توسعه صادرات بود.»
نقل جمله زير از ماهاتير محمد خالي از لطف نيست:
«ايران يكي از پيشگامان تمدن بوده است كه مالزي در مقايسه با آن هيچ است. اما ما توانستيم بسيار سريع پيشرفت كنيم.
ماهاتيرمحمد كه يك سياستمدار و اقتصاددان مسلمان است، با اعتماد به نفس، دانش كافي، مديريت و علم روز، واقع بيني، رويكردي درونگرا و نگاه گزينشي به تئوري ها و دستاوردهاي اقتصاد جهاني و با شناخت كافي از شرايط بومي كشور خود توانست مديريتي منحصر به فرد از خود به نمايش گذارده و كشور خود را در طول بيست و چند سال از يك كشور فقير به صورت يك كشور تازه صنعتي متحول نمايد.
به عنوان مثال از مديران كارآمد كشور، مي توان از مرحوم ميرمصطفي عالي نسب نام برد. فردي متعهد، متخصص و درد آشنا كه بنابر احساس تعهد و مسئوليتي كه در دوران زندگي ثمربخش خويش داشت، از دوران نهضت ملي شدن نفت (دهه 30شمسي) تا سال هاي پس از پيروزي انقلاب اسلامي و بخصوص شرايط اقتصادي- سياسي دوران جنگ تحميلي 8 ساله، عليرغم نداشتن تحصيلات عاليه دانشگاهي، به دليل تجارب مفيد و موثر در صنعت و تجارت، با افكار و نظرات ابتكاري، مشكل گشا و كارساز، همواره ياريگر مردم مسلمان ونظام اسلامي بود. تشكيل جامعه تعليمات اسلامي، هنرستان كارآموز، راه اندازي مجتمع مس سرچشمه، كارخانجات فولاد خوزستان، ايران خودرو در اوائل پيروزي انقلاب اسلامي و با خروج متخصصان داخلي و خارجي از آن، كمك به نظام تصميم گيري تخصيص منابع در سال هاي جنگ و محاصره اقتصادي، نمونه هايي از فعاليت هاي ارزشمند و منحصر به فرد يك مدير متخصص، آگاه، متعهد، مبتكر و خودباور است.
آموزش را مي توان به عنوان نقطه عطف روند حركت موفقيت آميز در هر كار و حرفه اي قلمداد كرد در شرايطي كه علوم و فناوري با پيشرفت شگفت انگيز، نياز به تخصصي شدن هرچه بيشتر كارها را تاكيد مي كنند، آموزش هاي علمي و كاربردي، جايگاه خاصي دارند. سرمايه گذاري در امر آموزش هايي از اين دست قطعا براي كشور سودآور و پر بازده است.
هدف از آموزش هاي علمي كاربردي، تلفيق مسائل صنعت و اقتصاد با دانشگاه و بخش آموزش كشور است. مديريت و رشته هاي مهندسي و علوم انساني مرتبط با آن از قبيل آمار، مديريت صنعتي، ايمني، جامعه شناسي، روان شناسي و امثال آنها بايد با سرفصل هاي مسائل و مشكلات جامعه و نظام اقتصادي خودي، آشنا شده و براي آن چاره انديشي نمايند. همچنين است كاربردي شدن موضوعات تحقيق و پايان نامه هاي دانشگاهي كه بايد راهگشاي مشكلات بخش كار و اشتغال و مديريت هاي كشور باشد.
توسعه در كابردي كردن آموزش، به معني گسترش مدرك گرايي در بخش هاي اقتصادي نيست. مدرك گرايي خود از موانع توسعه و مديريت پويا و فعال است. در كنار توجه به محتوا و كارآيي آموزش و استفاده از كارشناسان در اين زمينه، ارزش تجارب پراكنده در وجود افراد «كاركشته» و «استادكار» آشكار مي شود و لزوم ارج گذاري و استفاده موثر از اين گونه افراد كه نوعا «كارآفرين» و داراي تجارب مديريتي و فني مفيد ولو در واحدهاي كوچك كاري بوده اند، مشخص مي شود.
نظام اداري در كشور ما، باتوجه به حجم گستردأ دولت و تمركز بسياري از تصدي ها و تصميم گيري ها در آن نقشي تعيين كننده در تحرك و فعاليت كشور يا بي تحركي و مانع سازي در برابر آن، داراست. تخلف، كندي و امكان خطا در فرآيند امور جاري دستگاه عريض و طويل اداري از يك سو و عدم نظارت كافي و مؤثر و به عبارت ديگر نقش كمرنگ مردم در مديريت دستگاه هاي اجرايي از سوي ديگر، عواملي است كه باعث ايجاد ركود در كارها و اثرگذاري مستقيم ديوانسالاري حاكم در فعاليت هاي دولت و هم بخش خصوصي و تعاوني شده است. بي ترديد از عوامل تأثيرگذار در جهت فعال سازي و حمايت از فعاليت هاي مولد اقتصادي و ايجاد اشتغال مفيد و پايدار، برخورد جدي و قاطع با مانع تراشي ها و سهل انگاري هاي بدنه نظام اجرايي است. همانگونه كه حضور دولت خدوم نهم و دهم و مجموعه مديران ارشد فعال و مخلص و كارآزموده را بايد مغتنم شمرد، نسبت به فرافكني و عدم درك مسئوليت احتمالي در زير بخش هاي اجرايي نيز بايد حساس، قاطع و با برنامه عمل كرد.
همانگونه كه مي دانيم، توليد در كشور با دو هدف تأمين مصرف داخلي و صادرات به خارج از كشور، صورت مي گيرد. همچنان كه مصرف داخلي مشتمل بر 2 بخش كالاها و خدمات خارجي و نيز توليدات داخلي است. نظام بازرگاني و تعرفه بندي عامل هماهنگي و تطبيق سياست هاي ملي، جهت ايجاد تعادل بين كالاهاي وارداتي و توليدات در بازار داخلي، همچنين بين صادرات كالاهاي توليد داخل و ميزان مصرف داخلي آنهاست. از ابزارهاي مؤثر براي كاهش رقم بيكاري، سياست هاي بازرگاني است. مستقل از پاره اي ملاحظات استراتژيك و سياست هاي اقتصادي معطوف به آن كه هر كشوري بنا بر حضور فعال در برخي عرصه هاي بين المللي و عقد پيمان هاي مرتبط با آن را دارد، با حمايت و الويت نسبت به توليد داخلي و اعمال سياست هاي «توسعه صادرات» و «جايگزيني واردات»، ميتوان بطور اصولي و با رويكرد درازمدت از توليد و اشتغال داخلي حمايت كرد.
به گفتأ وزير بازرگاني هدايت ظرفيت هاي خالي به سمت بازارهاي جهاني ضروري است، «در اين راستا بايد سياست جايگزيني واردات به سياست «توسعه صادرات» تبديل شود.»
طي سال هاي اخير به دلايل متعددي كه در رأس آنها واردات گسترده كالا قرار دارد، ظرفيت توليد بسياري از واحدهاي توليدي كشور به شدت كاهش يافته است. اجراي بسياري از واحدهاي جديد توليدي از نيازسنجي بازار برخوردار نبوده و از طرفي وزارت صنايع و معادن بدون در نظر گرفتن حجم بازار و شرايط رقابتي بصورت بي برنامه با احداث واحدهاي جديد توليدي مختلف، موافقت كرده است.»
اميد است با اتكال به خداوندمتعال و پشتوانأ باور متعالي «ما مي توانيم» و يادآوري فرصت وجود سرمايه هاي انساني و مادي قابل اعتنا در كشورمان و اغتنام حضور جمعيت جوان و وجود شرايط مناسب بازار جهاني نفت و سرمايه در دسترس حاصل از آن و هشياري نسبت به تهديد دائمي انقلاب و نظام مان با توطئه هاي رنگارنگ دشمنان جهاني، بتوانيم بطور مؤثر بر معضل بيكاري فائق آمده و در سايه برخورداري از انعام الهي و ارج گذاري به خود و تلاش جمعي و ملي، چشم انداز روشن شكوفايي اقتصادي و همه جانبه ميهن اسلامي مان را نظاره گر باشيم.

سایت فارس- مهرداد كاوياني




[ دوشنبه 21 فروردین 1391  ] [ 4:43 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

ده راهکار اصولی برای متحول کردن زندگی

ده راهکار اصولی برای متحول کردن زندگی       

رشد و پیشرفت نتیجه ایجاد تغییر و تحول در زندگیست.
اگر همچنان در وضعیت فعلی خود باقی بمانید، هیچ گاه به رشد
و تعالی نمی رسید. شیوه ی تفکر و عملکرد خود را تغییر دهید تا
بتوانید به کلیه اهداف خود دست پیدا کنید. باید توجه داشت که تغییر
و تحول از یک روند ممتد پیروی کرده و هیچ گاه متوقف نمی شود. به
محض متوقف شدن تغییر و تحول، رشد و پیشرفت شما هم متوقف می گردد.
ما قصد داریم تا در این مقاله مهم ترین تکنیک های موجود در زمینه
ایجاد تغییر و تحول در زندگی را به شما معرفی کنیم.

1- ریتم زندگی خود را آرام کنید
شما نیاز به زمان دارید تا بتوانید فکر کنید و افکار خود را در زندگی
فردی بازتاب دهید. اگر تمام مدت سرتان شلوغ باشد، وقت کافی
برای فکر کردن به اهداف خود ندارید چه برسد به اینکه بخواهید دست به
عمل بزنید و زندگیتان را تغییر دهید. پس ریتم زندگی خود را آرام و ملایم
نمایید و برای تغییر در زندگی خود فضا ایجاد کنید.
سعی کنید آهسته به جلو پیش بروید تا در عین حال بتوانید بیش از پیش
از زندگی لذت ببرید. مشغولیت های بی مورد نه تنها لذت تماشای مناظر
بی نظیر زندگی را از شما می گیرند بلکه باعث می شوند که شما هیچ
حسی نسبت به اینکه کجا هستید، به کجا می روید، و چه کاری انجام
می دهید نیز نداشته باشید.

2- خواستار تغییر باشید
"تمایل داشتن" ضروری است. این زندگی شماست، هیچ کس نمی تواند
در آن تغییر ایجاد کند مگر خود شما. اگر خودتان خواستار تغییر نباشید،
آنگاه هیچ چیز در این دنیا نمی تواند شما را مجبور به تغییر کند.
به این منظور در ابتدا باید به خود بگویید که با ایجاد تغییر، زندگی من
از شرایط فعلی بهتر خواهد شد. اصلاً مهم نیست که زندگی شما تا چه
اندازه خوب است به هر حال باز هم جای پیشرفت و ترقی وجود دارد.
از سوی دیگر اگر تصور می کنید که زندگیتان اصلاً خوب نیست، باز هم
ناامید نشوید، همیشه جای امیدواری برای بهبود اوضاع جود دارد... به خودتان
بقبولانید که همیشه توانایی ایجاد تغییرات مناسب در زندگی را دارید.

3- مسئولیت پذیر باشید
قبول مسئولیت های زندگی یک "باید" است. دیگران را به خاطر اتفاقات
بدی که در زندگیتان رخ می دهد سرزنش نکنید. انگشت سرزنش خود
را به سوی خانواده، دوستان، کارفرما و یا وضعیت بد اقتصادی جامعه نشانه
نگیرید. خوبی و بدی موجود در زندگی مستقیماً به عملکرد فردی شما بستگی دارد.
زمانیکه مسئولیت این موارد را پذیرفتید، آنگاه می توانید انتظار ایجاد تغییرات
شگرفی را در زندگی خود داشته باشید.
باید تصمیم بگیریم که خودمان و نه اوضاع و احوال پیرامونمان را تغییر دهیم.
با این روش می توانیم خیلی موثرتر عمل کنیم.

4- ارزش های اصلیتان را مرور کنید
در اعماق قلب هر فرد اصولی وجود دارد که وی به شدت به آنها معتقد است.
از خود سوال کنید ارزشمندترین چیزی که در زندگیتان وجود دارد چیست؟
احساس می کنید برای داشتن یک زندگی موفق باید چه اصولی را رعایت
کنید؟ اینها ارزش هایی هستند که خودتان باید نسبت به آنها آگاهی داشته
باشید. آنها را پیدا کنید و به خودتان یادآوری نمایید.

5- دلایل مهم زندگیتان را پیدا کنید
ایجاد تغییر کار ساده ای نیست چراکه شما باید بر سکون حاکم بر زندگی
خود غلبه کنید. درست مثل یک شاتل فضایی که برای غلبه بر جاذبه ی
زمین نیاز به یک موشک پرقدرت دارد. شما هم برای غلبه بر سکون موجود
در زندگی نیاز به یک منبع پرقدرت انرژی دارید. دلیل شما برای تغییر درست
همان منبع انرژی است. برای پیدا کردن این دلایل ببینید چه چیزهایی برایتان
مهم هستند.
 
6- افکار نیرو بخش را جایگزین افکار محدود کننده کنید
افکار محدود کننده جزء بزرگترین موانعی هستند که شما را از پیشرفت
در زندگی محروم می کنند. ابتدا باید آنها را پیدا کنید تا بعداً بتوانید بر آنها
غلبه کنید. به منظور تشخیص این قبیل افکار در ذهن خود به دنبال افکاری
باشید که شامل عبارات زیر هستند:
"من نمی توانم...."
"قادر نیستم که ...."
"من هیچ وقت نتوانستم ...."
"هیچ راهی وجود ندارد که ...."
هر زمان که در ذهن خود به یکی از این افکار برخورد کردید، آن را یادداشت
نمایید و یک تفکر نیرو بخش را جایگزین آن نمایید. در مقابل هر جمله منفی
یک جمله ی مثبت بنویسید.

7- عادات خوب را جایگزین عادات بد کنید
شما می بایست علاوه بر افکار محدود کننده، عادات بد خود را نیز پیدا کنید.
آیا عاداتی هستند که همیشه شما را از اقدام کردن باز می دارند؟ آیا
رفتارهایی هستند که باید از آنها دست بشکنید؟ بهتر است که لیستی
از آنها تهیه نمایید.
سپس به جای اینکه سعی کنید آنها را ترک کنید، یکسری عادات مثبت
برای جایگزین نمودن آنها در نظر بگیرید. فرض کنید یکی از عادات بد شما
تماشای بیش از اندازه تلویزیون است. به جای اینکه مدت زمان تماشای تلویزیون
را کم کنید، به انجام کاری فکر کنید که جایگزین تلویزیون شود. به عنوان مثال
می توانید مطالعه کردن را انتخاب کنید.

8- برای خود الگو و مربی انتخاب کنید
پیدا کردن یک الگو در زندگی کمک بزرگی در راه تعالی آرمان ها محسوب می شود.
او می تواند شما را راهنمایی کرده و مشکلات و موانع موجود بر سر راهتان را
یادآوری نماید. با این کار می توانید در وقت و ان‍رژی خود صرفه جویی کنید.
البته پیدا کردن یک مربی خوب ساده نیست و در ابتدا شما باید به او ثابت کنید
که فرد مستعد و قابلی هستید. سعی کنید در نظر او فرد مفیدی جلوه کنید.
در کارها کمکش کنید تا ثابت کنید که شاگرد زرنگی هستید و این ارزش را دارید
که بر روی شما سرمایه گذاری کند.

9- انتظارات منطقی داشته باشید
باید از ابتدای راه انتظارات منطقی را در ذهن خود بپرورانید. کار شما در مراح
ابتدایی به مراتب ساده تر است و هر چه جلوتر می روید موانع و مشکلات هم
بیشتر می شوند. تغییر و تحول نیازمند زمان است به ویژه اگر بخواهید تغییرات
دائمی در زندگی خود ایجاد کنید. انتظارات منطقی، شما را در شرایط سخت
همچنان پابرجا نگه می دارند.

 10- پیوسته در حرکت باشید
مسئله اصلی آغاز نمودن کار است. زمانیکه شروع کردید، آنوقت می توانید
با سرعت دلخواه به جلو پیش بروید. درست مثل هل داد ماشین، در ابتدا باید
نیروی زیادی به آن وارد کنید تا راه بیفتد، اما وقتی راه افتاد نیاز به انرژی کمتری دارد.
همیشه در حال بهبود زندگی خود باشید. سعی کنید هر روزتان بهتر از دیروز باشد.
همانطور که قبلاً هم گفتیم تا تغییر و تحول نباشد، خبری از رشد و پیشرفت هم
نخواهد بود..




[ دوشنبه 21 فروردین 1391  ] [ 4:42 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

عمل راهبردی مهم‌تر از برنامه راهبردی است

عقل و تجربه نشان داده که تیمی ‌موفق است که علاوه بر داشتن برنامه‌های از پیش کار شده، در وقت عمل نیز "دست به کار" شود، یعنی "پا به توپ" شود و آن برنامه‌ها را عمل کند.
توپ، کسب و کار فوتبال است. اگر توپی نباشد که به دنبال آن دوید، فوتبال پدید نمی‌آید. بنابر این اصل واضح، اگر تیمی‌ پدید بیاید و مربی نیز داشته باشد و همه هماهنگ هم باشند، اما توپی موجود نباشد، معنا و ارزشی وجود نخواهد داشت. حتی اگر توپی نیز وجود داشته باشد، اما به‌کار گرفته نشود، پاس داده نشود، به حرکت درنیاید و فقط زیر آن زده شود، بازهم حقیقتا تیم، تیم نخواهد بود و نتیجه نخواهد گرفت. آیا صرف برنامه داشتن، اما به دنبال توپ نرفتن می‌تواند معجزه کند؟
سازمان‌ها نیز کسب و کار خاص خود را دارند. توپ یک سازمان که باید به دنبال آن بدود، یا تولید خودرو است یا لاستیک یا نفت یا شیشه یا فولاد یا لوازم خانگی یا بیمه یا بانکداری یا هتل‌داری یا هرگونه خدمت‌رسانی دیگر.
اگر سازمانی رهبر و کارکنانی دانا داشته باشد که چشم‌انداز خوبی برای حرکت تصویر کرده‌اند و برنامه‌های راهبردی بسیار عالی در اختیار دارند، اما در میدان رقابت، عمل نمی‌کنند، چیزی از خود نشان نمی‌دهند، مصمم و درگیر نیستند، هر کس در برج عاج خود نشسته و دیگران را نصیحت یا سرزنش می‌کند، همه می‌گویند فلان کار باید انجام شود و فعل خواستن و حرکت و عمل و اقدام صرف نمی‌شود، چه توقعی می‌توان داشت؟ فراموش نکنیم عمل راهبردی مهمتر از داشتن برنامه راهبردی است.


منبع :http://peyk.iribu.ir/magazine/107.html




[ دوشنبه 21 فروردین 1391  ] [ 4:23 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

پله هايي به سوي حرفه اي شدن

پله هايي به سوي حرفه اي شدن
 
مي گويند هر كاري كه انجام مي دهي، سعي كن در آن بهترين باشي، همه جوانب كار دستت بيايد و به قولي در آن حرفه اي شوي. گفتن اين جملات خيلي آسان است اما وقتي زمان عمل مي رسد يا فراموش مي كنيم چه هدفي داشته ايم يا تصميم مي گيريم راه آسان تر يعني سطحي كار كردن را انتخاب كنيم. تسلط و احاطه همه جانبه بر شغل، هر چند ناشي از دغدغه مندي، تجربه فراوان و كسب دانش و خردمندي لازم است اما هيچ ربطي به درخواست كارفرما ندارد. حرفه اي شدن، فراتر از مسئوليت خواسته شده است و در حقيقت، به نوعي، در مشت گرفتن كار به شمار مي رود. شايد برايتان جالب باشد كه با برخي از اصول حرفه اي بودن آشنا شويد.

*داشتن دغدغه: قبل از هر چيز، بايد كارتان به نوعي برايتان دغدغه باشد؛ يعني به هر دليلي از جمله نياز مالي، علاقه و... شروع به كار كرده باشيد و بخواهيد واقعا كارتان را همه جوره به دست بگيريد، به طوري كه بتوانيد پاسخگوي هر سوالي در زمينه شغل تان باشد.

*جديت: دومين رمز حرفه اي شدن، جديت است؛ يعني نبايد از سر تفريح و وقت گذراني آغاز به كار كرده باشيد بلكه مصمم و جدي و با نظم و وقت گذاشتن كافي، به شغل تان توجه كنيد.

*دانش و خردمندي: به حوزه كاري خود اشراف فكري داشته باشيد؛ يعني بدانيد كه در كارتان چه چيز مهم است، چه چيز مهم نيست، كجا و كي اهميت بيشتر يا كمتري وجود دارد و در يك كلام، خلاقانه و آينده نگرانه به ارتقاي وضعيت انديشيده و راهكارهاي آن را ابداع كنيد.

*تجربه فراوان: سعي كنيد تجربه هايتان را - چه تلخ و چه شيرين - به خاطر بسپاريد چرا كه در راه حرفه اي شدن، به آنها نياز داريد تا تمامي راه و چاه موضوع را بشناسيد. به اين ترتيب قادر خواهيد بود كه خودتان را با هر محيط كاري وفق دهيد و فرهنگ سازماني آنجا را درك كرده و در صورت امكان، ارتقا دهيد.

*لذت بردن: شايد لذت بردن از كار، براي خيلي ها حسي غريبه باشد و صرفا كارمان را از سر رفع حاجت و گذران امور با بي ميلي و به صورت انفعالي انجام بدهيم اما چاره اي نيست و براي حرفه اي شدن، بايد از كار لذت برد و آن را با شوق وذوق وافر دنبال كرد.

*رعايت احترام : احترام گذاشتن، موارد متعددي را شامل مي شود؛ از جمله احترام به همكاران، مشتريان، كارفرمايان، سازماني كه در آن كار مي كنيم، شئونات محيط كار، رعايت اصول اخلاقي و غيره. مطمئن باشيد كه تكيه بر اين اصل معجزه وار، رشد حرفه اي شما را تضمين مي كند.

*يادگيري مستمر: يعني اينكه نگوييم اي بابا! كار ما همين است و بيشتر از اين به دردمان نمي خورد بلكه دائما بياموزيم و به هيچ قيمتي يادگيري مان را در حوزه فعاليت مان متوقف نكنيم.

*پشتكار: اين كلمه را هم كه همه مان زياد شنيده ايم اما براي داشتنش بايد سعي كنيم نااميدي بر ما مستولي نشود و به راحتي از ميدان بيرون نرويم. به اين ترتيب، به راحتي مي توانيد با بحران هاي سازماني تان كنار بياييد و با دلگرمي به كار خود ادامه داده و از شكست نترسيد.

*دلسوزي و تعهد: كارهاي خود را با دلسوزي و متعهدانه انجام دهيد؛ طوري كه نشان دهيد واقعا به سازمان تان تعلق خاطر داريد و كار را از آن خود مي دانيد، جوش كارتان را مي زنيد و به هيچ وجه بي تفاوت يا كم توجه نيستيد.

*بهره وري: و اين نتيجه اي است كه بعد از رعايت همه موارد گفته شده به دست مي آيد. به اين ترتيب، بازده كار شما بالا مي رود، اثربخشي و كارايي تان زياد مي شود، از سرعت و دقت كافي برخوردار خواهيد بود، در كارهايتان خلاقيت و نوآوري به خرج مي دهيد و در نهايت با هزينه كمتر، ارزش افزوده بيشتري براي خود و سازمان تان ايجاد مي كنيد و صد البته از درآمد مناسب و شايسته اي نيز برخوردار خواهيد شد.

از همين امروز بكوشيم تا در زندگي خود حرفه اي باشيم و با مسائل كاري خود حرفه اي برخورد كنيم تا براي خود و جامعه مان ثمربخش تر بوده و نقش جدي تر و اثرگذارتري ايفا كنيم. زندگي و كار در يك محيط حرفه اي، واقعا لذت بخش است.

منبع :http://peyk.iribu.ir/magazine/107.html




[ دوشنبه 21 فروردین 1391  ] [ 4:23 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

هميشه رئيس بمانيد

 برخي تصور مي‌كنند كه رئيس بودن فقط پشت ميز نشستن و به ديگران دستور دادن است.
ممكن است برخي افراد از اين كه مي‌بينند كساني هستند كه از حرف‌هايشان اطاعت مي‌كنند و به آنها احترام مي‌گذارند احساس رضايت كنند ولي واقعيت اين‌طور نيست.
متأسفانه، آنچه شما مي‌بينيد فقط يك درصد از زندگي آنها است، در واقع ساعات فراغت آنهاست. مطمئن باشيد كه رئيس بودن الزامات و خصوصيات خاصي مي‌طلبد. يك رئيس هيچ وقت تعطيلي ندارد و 24 ساعت روز بايد گوش به زنگ باشد.
هيچ‌كس تا به حال با نشستن در رستوران‌ها و خوشگذراني رئيس نشده است. براي رئيس شدن بايد سخت تلاش كرد و هميشه هوشيار بود. نكاتي كه در زير آمده است شما را براي رسيدن به اين هدف كمك مي‌كند.

1. اگر احترام مي‌خواهيد، احترام بگذاريد:
يكي از اصلي‌ترين قوانين موجود در رياست اين است كه افراد تنبل هميشه پس‌رفت مي‌كنند. فقط افراد كمي هستند كه خود را از اين قانون جدا مي‌كنند، اما اكثر مردم نمي‌دانند به قدرت رسيدن از طريق راه‌هاي مناسب آسان‌تر و قابل تحمل‌تر از كندن تونل به سمت بالا با دستان خودشان است. به خاطر داشته باشيد كه احترام گذاشتن به معناي چاپلوسي و تملق نيست.

2. تصميم‌گيرنده نهايي خودتان باشيد:
تلاش براي به چنگ آوردن همه قدرت در يك زمان، نتايج متضادي در پي‌خواهد داشت. اگر درگير يك تصميم‌گيري هستيد، ممكن است افراد كم‌طاقت ديگري اين تصميم را به جاي شما بگيرند.
شما به عنوان يك رئيس بايد بتوانيد زيردستانتان را آنقدر تحت جذبه و اختيار خود نگاه داريد كه به خود اجازه خيانت به شما را ندهند. اگر كسي به شما خيانت كرد، بايد كاري كنيد تا آن فرد را عبرتي براي ساير كارمندان شركت كنيد، او را اخراج و يا از مقام خود عزل نماييد.

3. با هوشياري و ذكاوت تمام، شر بدخواهان را از سر خود كم كنيد:
يك رئيس تأثيرگذار بايد بتواند رقيبان و بدخواهان را از جلوي راهش بردارد. در مسير شما به عنوان يك رئيس ممكن است افراد به ظاهر مهربان، اما در باطن بدخواه زيادي باشد كه بخواهند وارد مسير شما شوند.

4. از فرصت‌ها نهايت استفاده را ببريد:
وقتي به قدرت رسيديد، تازه زماني است كه فشار را بر روي خود احساس مي‌كنيد. لحظاتي وجود دارد كه يك نفر با يك ايده جالب و عالي، از فرصت استفاده كرده و پاورقي بر تاريخ زندگي ديگري مي‌شود.
در حقيقت، زندگي تركيبي از تقاطع و برخوردهاي بين آن افرادي است كه انتخاب صحيح كردند و آنها كه انتخاب نادرست كردند. براي اين كه نامتان ماندگار شود، بايد از افرادي باشيد كه گوش به زنگند و از فرصت‌ها بهترين استفاده را مي‌برند. براي رئيس بودن بايد از فرصت‌ها استفاده كنيد وگرنه پشيمان خواهيد شد.

5. از همه بيشتر كار كنيد:
بدون تلاش و كوشش فراوان هيچ وقت رئيس نخواهيد شد. براي اين كه فردي معروف شوي حداقل 20 سال تلاش لازم است. اگر هميشه براي انجام كار بيشتر اشتياق داشته و هدفمند باشيد، ساعاتي را كه روي آن سرمايه‌گذاري كرده‌ايد، فرصت‌هاي مناسبي پيش‌روي شما قرار مي‌دهند و زماني كه رئيس شديد همه دوست دارند كه جاي شما باشند.

6. روي شخصيت خود كار كنيد:
مي‌توانيد از يك تلاشگر 20 ساله به موفقيت يك شبه نائل شويد، فقط اگر براي آن تلاش كنيد. اما براي اين منظور نيازمند شخصيت هم هستيد. براي خاطره‌انگيز كردن زندگي، تقلا و كشمكش نيز لازم است.
فراموش نكنيد كه رئيس در وادي خطر زندگي مي‌كند. چيزي كه به شما كمك مي‌كند بتوانيد مقام و موقعيت‌تان را حفظ كنيد اين است كه كارهايي را انجام دهيد كه ديگران از انجام آن واهمه دارند.




[ دوشنبه 21 فروردین 1391  ] [ 4:20 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0
.: Weblog Themes By RASEKHOON :.

تعداد کل صفحات : 59 ::         20   21   22   23   24   25   26   27   28   29   >  

درباره وبلاگ


آمار سایت
كل بازديدها : 435136 نفر
كل مطالب : 912 عدد
تعداد کل نظرات: 32 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ: سه شنبه 1 فروردین 1391 
آخرین بروز رسانی : یک شنبه 2 آبان 1395 
امکانات وب